از اونجایی که این 1، وبلاگی بود نه کانالی! ترجیح دادم اینجا هم منتشرش کنم :)
قرار بود ساعت ۹:۳۰ برسه. ولی تا نزدیک ظهر خبری ازش نبود. من تو غرفهها گشت زدم و کتابهایی که میخواستم رو گرفتم.
ساعت ۱۲:۱۰ نشستم یه گوشه و نت رو روشن کردم. دیدم که ساعت ۱۰ واتساپ داده که:
سلام
"فکر کنم کتابها روخریدی تموم کردی و ما هنوز تو راهیم با این راننده مردنی
برچسب:
نویسنده: اشکان رضاپور