حضرت عشق
-
تاریخ: 1396/7/22 ساعت: 8:59
به: آوای گذشته ها =)
-
تاریخ: 1396/7/22 ساعت: 8:59
. روزهای اول آشناییمان یک دختر بچه تخس بود که در همین فضای مجازی از دیوار صاف بالا می رفت و آتش می سوزاند! من هم هی برایش مادری می کردم! :) حالا دیگر از آب و گل در آمده و وقتش است که... بگذریم! =) تولدت مبارک خانوم مهندسم، حمیده جانم
یکی همیشه هست که عاشق منه، نگام که می کنه پلک نمی زنه!
-
تاریخ: 1396/7/22 ساعت: 8:59
یکی باید باشه حتما! یکی که همین که ته رنگ نگاهت ابری شد، بدون این که ازت توضیحی بخواد یا بهت گیر بده، دو تا شربت بهار نارنج درست کنه و بده دست خستیگیات. یکی که حواسش به تاریخ گرفتن دلت باشه! وقتی وقتش رسید، بی هیچ حرفی کنارت بشینه و بذاره هر چه قدر که دلت می خواد بهش غر بزنی و اصلا هم مسخره بازی در ...
از سری یادداشتهای یهویی (1)
-
تاریخ: 1396/7/22 ساعت: 8:59
1. وبلاگ نویسی شبیه رقصیدن است! می دانی پیچ و تاب دادن به تنت وسط جمعی که همه چشم به تو دوخته اند قدری مضحک است ولی این کار را دوست داری و نیرویی در درونت نمی گذارد که بنشینی. دست کم حالا نه! 2. به طرز عجیب و غیرقابل کنترلی تکانشی شده ام؛ البته فقط در چند حیطه خاص. و در این حیطه ها دارم به طور صرفا ...
حالا صبر کن!
-
تاریخ: 1396/7/22 ساعت: 8:59
نظر حافظ هم همینه!
-
تاریخ: 1396/7/22 ساعت: 8:59
+ ببین! این اتفاق خوب را دارم؛ این را هم دارم؛ این یکی را هم! همگی همان چیزی هستند که تو دلت می خواهد. ببین که دارمشان. چند تا هم دارم. اما هیچ کدام را برای تو نگذاشته ام. شاید هر کدام را بدهم به یک نفر که کمتر از تو شایسته اش باشد. اما به تو نه! _ باشد خدا! هر چه تو بگویی. + خوب است! ●●● نظر حافظ؟!...
این جوری باشید خب!
-
تاریخ: 1396/7/22 ساعت: 8:59
هر بار که اتفاق می افتاد، کلی حرص می خوردم. ولی چیزی نمی گفتم. یکی دو بار تصمیم گرفتم به او بگویم، کلی حرف آماده کردم. اما در آخرین لحظه ها از خیرش گذشتم و گفتم مهم نیست یا با خودم فکر کردم اگر تکرار شد می گویم! بالاخره دیروز، با خودم گفتم آسمان به زمین بیاید و زمین به آسمان، باید... باید بگویم... ه...
از سری یادداشتهای یهویی (2)
-
تاریخ: 1396/7/22 ساعت: 8:59
1. دقت کرده اید بیشتر مردم برای خوشحال کردن آدمهایی که خوشحال کردنشان وقت کمتری می گیرد و با چیزهای ساده تری خوشحال می شوند، هیچ وقتی نمی گذارند؟ دقت کرده اید تقریبا هیچ کس برای خوب شدن حال کسی که همیشه محکم و قوی بوده است هیچ کاری نمی کند و تازه مدام به چنین آدمهایی تذکر می دهند که حق ندارند حالشان...
نیمه خصوصی نوشت: چرا می خوانمتان؟! (1)
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 21:42
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
نیمه خصوصی نوشت: چرا می خوانمتان؟! (2)
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 21:42
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
نیمه خصوصی نوشت: چرا می خوانمتان؟! (3)
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 21:42
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
نیمه خصوصی نوشت: چرا می خوانمتان؟! (4)
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 21:42
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
لوس بازی نوشت: رمز به چه کسانی تعلق می گیرد!!!
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 21:42
بالاخره پستی را که قرار بود به زودی نصب شود نصب کردم! شد یک پست خیلی طولانی و برای این که اذیت نشوید و بتوانید در چند نوبت بخوانید، آن را به چهار پست تبدیل کردم. امکان کامنت گذاشتن را برای هر 4 پست بستم! اگر نظری داشتید لطفا در این پست بگذارید! در مورد همه وبلاگهایی که در قسمت پیوندها لینک کرده ام، ...
پاره ی تنم!
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 21:42
نمی دانم بغض من سنگین تر است یا بغض دخترک لواشک فروش که هم باید لحن و نگاهش به اندازه کافی ترحم برانگیز باشد تا بتواند لواشکهایش را بفروشد و هم برادر کوچکش را که مثل ابر بهاری گریه میکند آرام کند و هم او را وادارد حتی در حالی که نه گریه اش بند می آید و نه بلد است خودش را وسط اتوبوس در حال حرکت نگه د...
نیامدی هم نیامدی پاییز!
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 21:42
تو نیستی پاییزی که من آن همه چشم به راهش بودم
دق...
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 21:42
u202bﺣﺎﻻ ﻛﻪ ﻣﻲﺧﻮام ﺷﺐ و روز u202bﺑـﻪ ﻫـﻢ دﻳــﻪ دروغ ﺑــﻦ u202bﺳـﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﻫـﻢ دﻗﻴـﻖ ﺷـﺪن + سیاوش قمیشی
فوران پس از سکوت!
-
تاریخ: 1396/6/24 ساعت: 20:03
این که بعد از گذشت حدود دو هفته از پست آخرت، از نوشته های روی گوشی اسکرین شات بگذاری تا بتوانی وبت را به روز کنی معنای خاص خودش را دارد! این که بیشتر در سکوت می خوانمتان هم!
به زودی در این محل یک پست رمزدار نصب می شود!
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 16:17
سلام. ممنون از دوستان گلی که برای پست پنج به علاوه صفر نظر گذاشتند و مخصوصا آنهایی که با اظهار لطفشان کلی شرمنده ام کردند. گفته بودم دانستن پاسخ گزینه 4 از سه جهت برایم مهم است که بعدا بهتان می گویم. الان همان بعدا مذکور است! جهت اول صرفا کنجکاوی بود! از همان کنجکاویهای طبیعی که احتمالا خودتان هم کم...
من این دلشوره ها؟ را دوست دارم
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 16:17
آهنگ «خونه» علی لهراسبی را به شدت دوست دارم. فقط به نظرم یک مصرعش یک ایراد کوچک دارد. آنجایی که می گوید: من از خونه هر جایی که می رم نمی تونم تو رو یادم نیارم چه قدر خوبه دلت آشوبه بی من من این «لوس بازیا» رو دوست دارم خودم تصحیحش کردم! &) ببخشید علی لهراسبی! + همچنان از پاسخهای شما به قسمت 4 این پس...
خصوصی نوشت
-
تاریخ: 1396/6/8 ساعت: 3:28
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید