با رمز پستهای صرفا جهت نوشتن - تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 3:27
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
از دفترچه خاطرات یک استاد خیلی جوان ۴: دانشجوهام (2) - تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 3:27
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
تنها دلتنگ یک نفر هستی، اما انگار جهان خالی است... - تاریخ: 1397/8/19 ساعت: 17:09
هیچ می دانی زجرآورترین قسمت دلتنگی آن جا است که از آخرین باری که صدایت کرده ام ماهها می گذرد و من که بی قرار اسمت شده ام، در خلوت خانه، بی دلیل صدایت می زنم... هی صدایت می زنم، بی دلیل... هر بار با لحنی متفاوت... و تو هی نیستی که جوابم را بدهی... هر بار به همان شکل نبودنت... و آن وقت من که عادت ندار...
اگر دیوار محکمی نیستید، کسی را به این دنیا اضافه نکنید! - تاریخ: 1397/8/19 ساعت: 17:09
حالا که باید بچگی کند و از در و دیوار بالا برود، از هر دیواری بالا می رود، فرو می ریزد؛ چه طور انتظار دارید وقتی بزرگ شد و خواست به دیواری تکیه کند، از فروریختنش نترسد؟!
از دفترچه خاطرات یک استاد خیلی جوان - تاریخ: 1397/8/19 ساعت: 17:09
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
گویا می پسندد! - تاریخ: 1397/8/19 ساعت: 17:09
در کوی نیکنامان، ما را گذر ندادند گر تو نمی پسندی، تغییر ده قضا را +حافظ
صرفا جهت نوشتن (9) - تاریخ: 1397/8/19 ساعت: 17:09
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود - تاریخ: 1397/8/19 ساعت: 17:09
1. آن قدر دوستت دارم که دنیا گاهی برای تماشای این عشق متوقف می شود، صورتش گل می اندازد و سعی می کند جوری به گردشش ادامه دهد که مرا در آغوش تو بیندازد؛ اما... تو هرگز دستهایت را باز نخواهی کرد و من خودم را از بازی دنیا کنار می کشم... 2. هر بار می خواند که: «هوامو نداشتی هوایی شدم/ چه کابوس بی انتهایی...
از دفترچه خاطرات یک استاد خیلی جوان ۲ (با رمز قبلی) - تاریخ: 1397/8/19 ساعت: 17:09
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
صرفا جهت نوشتن (۱۰) - تاریخ: 1397/8/19 ساعت: 17:09
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
من اگر دست تو را سخت نگیرم چه کنم؟ - تاریخ: 1397/8/19 ساعت: 17:09
مثل یک کودک بد خواب که بازیچه شده خسته ام خسته تر از انکه بگویم چه شده در خیالات بهم ریخته ى دور و برم خیره بر هر چه شدم خاطره اى زد به سرم مى روم چشم ترم را به زیارت ببرم تا از آن چشم نظر باز شکایت ببرم ناممان منتسبش بود نمیدانستیم جانمان در طلبش بود نمیدانستیم خبر آمد همه جا شعر تو را میخواند شعرم...
سعی کردم درد را از آن طرفی بنویسم که درد نیست... نشد... - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 20:30
نزدیک تر بیا و مرا تماشا کن. از «نزدیک تر از رگ گردن» هم نزدیک تر. به من بگو جنس آن دل شکستگی که تو را نزدیک می کند چیست. به من بگو اما نشانم نده. می
روح برخاسته از من ته این کوچه بایست! - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 20:30
دستهایم را میگذارم پشت پنجره تا هر وقت گنجشک تنهایی از راه رسید، برایش دانه بریزد، سرپناه بسازد، دلداریاش بدهد. چشمهایم را به آسمان میبخشم تا هر
نیمه؟ خصوصی نوشت: لحظه نگارهای یک تقریبا دکتر از پشت سنگر دفاع! (2) - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 12:42
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
سخت - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 12:42
+سما صفایی
چرا زن باید/ نباید شاغل باشد؟! - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 12:42
با این موضوع که اکثر ما خانم ها، سر کار رفتن را حق مسلم خودمان می دانیم و هزار و یک دلیل منطقی و غیرمنطقی هم برایش داریم کاری ندارم! هر چند این موضوع هم جای بحث و بررسی بسیار دارد. اما قصد من از نوشتن این پست چیز دیگری است. حتما شما هم دیده اید مردهای خوش اشتهایی را که از همان ب بسم ا... به دنبال دخ...
نیمه؟ خصوصی نوشت: لحظه نگارهای یک تقریبا دکتر از پشت سنگر دفاع! (3) - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 12:42
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
نیمه؟ خصوصی نوشت: لحظه نگارهای یک تقریبا دکتر از پشت سنگر دفاع! (4) - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 12:42
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
پست موقت - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 12:42
همان طور که قبلا هم گفته ام پستهای «نیمه؟ خصوصی نوشت: لحظه نگارهای یک تقریبا دکتر از پشت سنگر دفاع!» حس و حال و غرغرانه ها و اتفاقات این روزهای من در رابطه با دفاع است. معلوم نیست کی دفاع کنم! یک هفته دیگر؟ یک ماه دیگر؟ یک فصل دیگر؟ یک سال دیگر؟ یک قرن دیگر؟! نمی خواهم بیش تر از این به جان این و آن ...
نیمه؟ خصوصی نوشت: لحظه نگارهای یک تقریبا دکتر از پشت سنگر دفاع! (5) - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 12:42
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب‌های مرتبط

یازده دو صفر | گوشی یازده دو صفر | نوکیا یازده دو صفر | ps vita | ps vr | ps vue | عاشقانه های من | عاشقانه های من و عشقم | عاشقانه های من و همسرم | نتیجه گیری در مقاله